اقتصاد توجه؛ تمرکز در یادگیری، کار و تجربه‌های دیجیتال

مریم مهدوی

در یک روز معمولی، پیام‌ها، تصویرها و درخواست‌های زیادی برای جلب توجه ما رقابت می‌کنند. هنگام سفر نیز ممکن است میان دیدن محیط، ثبت عکس، پیدا کردن مسیر و پاسخ‌دادن به پیام‌ها در رفت‌وآمد باشیم. در کار و آموزش، همین مسئله شکل دیگری دارد: اطلاعات در دسترس است، اما فرصت توجه و بررسی محدود می‌ماند. اقتصاد توجه، ما را به فکرکردن درباره این محدودیت دعوت می‌کند؛ اینکه چه چیزی توجه را جذب می‌کند و این توجه به چه فهم یا اقدامی تبدیل می‌شود.

دیده‌شدن با فهمیده‌شدن یکسان نیست

در طراحی یک تجربه، می‌توان با رنگ، حرکت، اعلان یا غافلگیری توجه را جلب کرد. اما پس از جلب توجه، هنوز باید دید فرد با چه موضوعی درگیر می‌شود. اگر شرکت‌کننده از یک فعالیت به فعالیت بعدی برود و فرصتی برای توضیح برداشت خود نداشته باشد، جذابیت لحظه‌ای لزوماً به یادگیری تبدیل نشده است. یک پرسش روشن، زمان مشاهده و امکان دریافت بازخورد، می‌توانند توجه را به مسئله مرتبط کنند.

برای مثال، در یک کارگاه پیشنهادی، گروه چند پیشنهاد متفاوت برای حل یک نیاز دریافت می‌کند و باید دلیل انتخاب یکی را توضیح بدهد. اگر اطلاعات هم‌زمان و بدون نظم ارائه شوند، شاید ظاهر جذاب‌تر تصمیم را هدایت کند. اگر گروه فرصت مقایسه هزینه، فایده، محدودیت و شواهد داشته باشد، فعالیت به تمرین تصمیم‌گیری نزدیک‌تر می‌شود. چنین تمرینی می‌تواند برای فهم یک موضوع اقتصادی یا بررسی پیشنهاد کسب‌وکار به کار رود، بدون آنکه پاسخ یکسانی برای همه موقعیت‌های واقعی بسازد.

جوانان و کار؛ توجه را به مسئله برگردانیم

برای جوانی که در حال یادگیری مهارت است، دنبال‌کردن چند ابزار و دوره تازه ممکن است فرصت تمرین یک کار مشخص را پراکنده کند. پرسش مفید این است که اکنون چه مسئله‌ای را می‌خواهم حل کنم و برای آن چه خروجی کوچکی می‌توانم بسازم؟ پس از ساختن، می‌توان درباره کیفیت نتیجه و بازخورد دیگران فکر کرد. این مسیر کمک می‌کند انتخاب آموزش از نیاز و تجربه فرد آغاز شود و فقط از جذابیت عنوان یا نمایش موفقیت دیگران پیروی نکند.

در کار گروهی هم توجه به صدای دیگران اهمیت دارد. وقتی فرد هم‌زمان آماده پاسخ‌دادن است، ممکن است بخشی از مسئله یا نیاز هم‌گروهی را نشنود. تمرینی ساده می‌تواند این باشد که هر عضو ابتدا برداشت خود از نظر دیگری را توضیح بدهد و سپس پیشنهادش را مطرح کند. درباره این موقعیت‌ها در یادداشت مهارت‌های نرم و همکاری صحبت کرده‌ایم؛ شنیدن و توضیح روشن، بخشی از کیفیت مشارکت‌اند.

گیمیفیکیشن و فناوری چه مسئولیتی دارند؟

در طراحی گیمیفیکیشن، امتیاز و مسیر پیشرفت باید با رفتار مطلوب رابطه داشته باشند. اگر امتیاز فقط به سرعت یا تعداد پاسخ داده شود، ممکن است افراد از بررسی دقیق و همکاری فاصله بگیرند. باید دید بازخورد به چه انتخابی اشاره می‌کند و فرد چگونه می‌تواند آن را در تلاش بعدی به کار ببرد. سرگرمی می‌تواند همراه یادگیری باشد، اما کیفیت طراحی از ارتباط میان قواعد، فعالیت و هدف روشن می‌شود.

در تجربه فیجیتال، ابزار دیجیتال باید نقش مشخصی داشته باشد؛ ثبت مشاهده، مقایسه داده یا ساختن خروجی مشترک. گاهی لازم است پس از استفاده از ابزار، زمانی برای گفت‌وگوی حضوری کنار گذاشته شود تا افراد درباره یافته‌ها فکر کنند. هنگام آشنایی با فناوری‌های نوظهور نیز بهتر است درباره محدودیت خروجی، کیفیت داده و دلیل انتخاب کاربرد پرسش شود. تازه‌بودن ابزار، به‌تنهایی دلیل کافی برای استفاده از آن در هر برنامه نیست.

برای سازمان‌ها و والدین

یک سازمان می‌تواند مسئله توجه را در قالب تصمیم‌گیری، اولویت‌بندی کار یا ارتباط میان واحدها بررسی کند. برنامه باید با شرایط کارکنان و مسئولیت‌های واقعی آن‌ها تناسب داشته باشد و فرصتی برای پیگیری فراهم کند. والدین نیز می‌توانند پیش از انتخاب برنامه نوجوانان، درباره فعالیت‌ها، زمان تمرین و نوع استفاده از ابزار دیجیتال پرسش کنند. تعداد بیشتر محرک‌ها یا صفحه نمایش، معیار مستقلی برای کیفیت تجربه نیست.

در ماجرا، فعالیت زمانی به آموزش تجربه‌محور متصل می‌شود که با پرسش، بررسی و آزمودن دوباره همراه باشد. برای حضور فردی، موضوع و وضعیت برنامه‌ها را ببینید؛ برای کارکنان یا گروه آموزشی، در مسیر طراحی برنامه سازمانی مسئله و شرایط گروه را مطرح کنید. هدف، ساختن موقعیتی است که توجه افراد به فهم و مشارکت در یک موضوع مشخص کمک کند.

یادداشت‌های مرتبط

برای ادامه این بحث، یادداشت‌های مکث و تمرکز در یادگیری؛ از گردشگری سکوت تا کار و زندگی و تجربه واقعی یا نمایش تجربه؟ از گردشگری تا یادگیری مهارت را بخوانید؛ هرکدام از زاویه‌ای دیگر به رابطه تجربه، انتخاب و یادگیری می‌پردازند.