ماجرا از یک سؤال شروع می‌شود

محسن سراجی | بنیان‌گذار خلق تجربه میان مرز سراج

بسیاری از چیزهایی که امروز بدیهی به نظر می‌رسند، زمانی موضوع یک سؤال بوده‌اند. کسی در برابر موقعیتی آشنا مکث کرده و پرسیده است: «چرا این‌گونه است؟ اگر راه دیگری وجود داشته باشد چه؟» پرسیدن سؤال بهتر از همین مکث آغاز می‌شود؛ از لحظه‌ای که اولین تعریف مسئله دیگر برایمان کافی نیست.

فردی مقابل دری درون علامت سؤال، با کلاژ سیاه‌وسفید روی زمینه آبی

پشت بسیاری از ایده‌ها و تغییرها، تصمیمی برای دوباره دیدن وجود دارد؛ نه لزوماً چون پاسخی آماده داریم، بلکه چون می‌خواهیم بفهمیم چه چیزی از نگاه ما پنهان مانده است. در ماجرا، این کنجکاوی نقطه شروعی برای فکرکردن، تجربه‌کردن و یادگرفتن است.

وقتی سؤال عوض می‌شود، زاویه دید هم تغییر می‌کند

ممکن است مدت‌ها مسئله‌ای را با یک تعریف ثابت ببینیم و هر بار به پاسخ‌های مشابه برسیم. در چنین وضعیتی، فقط بیشتر تلاش‌کردن کافی نیست؛ شاید لازم باشد خود سؤال را جابه‌جا کنیم. به‌جای «چطور این کار را سریع‌تر انجام دهیم؟» بپرسیم «کدام بخش این کار واقعاً لازم است؟» یا به‌جای «چه چیزی کم داریم؟» بپرسیم «چه چیزی را هنوز ندیده‌ایم؟»

این جابه‌جایی قرار نیست همیشه پاسخ قبلی را کنار بزند. گاهی همان پاسخ با اطمینان بیشتری تأیید می‌شود. ارزش سؤال تازه در این است که فرصت بررسی می‌دهد و ما را از حرکت خودکار در مسیر آشنا بیرون می‌آورد.

یک مثال: مسئله، کمبود ایده است یا کمبود شنیدن؟

فرض کنیم در یک کار گروهی، فقط دو نفر حرف می‌زنند و بقیه ساکت‌اند. سؤال نخست شاید این باشد: «چگونه اعضای گروه را خلاق‌تر کنیم؟» اما این سؤال از پیش فرض گرفته که سکوت نتیجه کمبود خلاقیت است. اگر بپرسیم «چه چیزی مانع بیان ایده‌ها می‌شود؟» امکان‌های دیگری دیده می‌شوند: زمان فکرکردن کم است، بعضی افراد از قضاوت می‌ترسند یا شیوه اداره جلسه فقط به افراد پرحرف فرصت می‌دهد.

حالا یک آزمون کوچک ممکن می‌شود: پیش از گفت‌وگوی جمعی، هر نفر ایده‌اش را جداگانه بنویسد و سپس همه فرصت بیان برابر داشته باشند. نتیجه را مشاهده می‌کنیم و دوباره می‌پرسیم: «چه چیزی تغییر کرد؟» این یک مثال فرضی است؛ برای فهم هر گروه باید به تجربه و بازخورد همان افراد رجوع کرد.

پرسیدن سؤال بهتر در یادگیری تجربه‌محور

دریافت پاسخ آماده می‌تواند مفید باشد؛ اما برای تمرین فکرکردن، به فرصت درگیرشدن با مسئله هم نیاز داریم. وقتی چیزی می‌سازیم، فرضیه‌ای را امتحان می‌کنیم یا مسئولیت یک تصمیم را می‌پذیریم، پرسش‌ها شکل ملموس‌تری پیدا می‌کنند: انتظار چه چیزی را داشتم؟ چه اتفاقی افتاد؟ دفعه بعد چه چیزی را تغییر می‌دهم؟

خود تجربه به‌تنهایی تضمین یادگیری نیست. بازاندیشی و بازخورد کمک می‌کنند اتفاقی را که افتاده بفهمیم و آموخته را در موقعیت بعدی بیازماییم. این پیوند میان عمل و تأمل را در مطلب آموزش تجربه‌محور چیست؟ بیشتر توضیح داده‌ایم.

گاهی وارد پروژه‌ای می‌شویم تا چیزی بسازیم و در میانه راه متوجه می‌شویم مسئله اصلی چیز دیگری بوده است. گاهی هم در سفر، بیش از آنکه با پاسخ برگردیم، پرسشی درباره مردم، فرهنگ یا خودمان همراه می‌آوریم. سؤال تازه می‌تواند بخشی از حاصل تجربه باشد، حتی اگر هنوز پاسخ روشنی نداشته باشد.

یک تمرین کوتاه برای ساختن سؤال‌های دقیق‌تر

یک موقعیت روزمره را انتخاب کنید که در آن احساس بن‌بست دارید. پیش از انتخاب راه‌حل، این چهار گام را امتحان کنید:

  1. مشاهده را از برداشت جدا کنید: دقیقاً چه اتفاقی افتاده است؟ مثلاً «سه نفر در جلسه حرف نزدند» مشاهده است؛ «آن‌ها علاقه ندارند» یک تفسیر است.
  2. فرض پنهان را پیدا کنید: چه چیزی را بدون بررسی درست دانسته‌اید؟ چه شاهدی ممکن است برداشت شما را تغییر دهد؟
  3. از زاویه دیگری بپرسید: فردی که تجربه متفاوتی دارد، مسئله را چگونه تعریف می‌کند؟ بهتر است پاسخ او را بشنوید، نه اینکه فقط حدس بزنید.
  4. سؤال را به یک آزمون کوچک وصل کنید: چه کار محدود و قابل بازگشتی می‌توانید انجام دهید تا چیزی درباره مسئله بفهمید؟

هدف، تولید فهرستی طولانی از پرسش‌ها نیست. یک سؤال روشن که به مشاهده و اقدام برسد، می‌تواند از ده‌ها سؤال کلی کاربردی‌تر باشد. برای دیدن اینکه یک تجربه چگونه به تغییر در عمل وصل می‌شود، مطلب سنجش اثربخشی کارگاه را هم بخوانید.

هر ماجرا می‌تواند با یک مکث شروع شود

در جهانی که پاسخ‌های آماده آسان‌تر در دسترس‌اند، تشخیص اینکه چه چیزی را باید جست‌وجو کنیم همچنان اهمیت دارد. پرسیدن سؤال بهتر یعنی بتوانیم چیزی آشنا را دوباره بررسی کنیم، محدودیت دانسته‌های خود را ببینیم و پیش از رسیدن به پاسخ، کمی بیشتر به مسئله گوش بدهیم.

شاید آغاز یک مسیر تازه همان لحظه‌ای باشد که می‌پرسیم: «اگر جور دیگری باشد چه؟» امروز کدام موضوع آشنا در زندگی یا کارتان ارزش یک سؤال تازه را دارد؟