آموزش در سفر؛ وقتی یادگیری از کلاس به تجربه منتقل میشود !
محسن سراجی | بنیانگذار خلق تجربه میان مرز سراج
برای مدت طولانی، آموزش در ذهن ما با کلاس، صندلی، تخته و کتاب گره خورده بود. اما گاهی یک پرسش در بازار، یک گفتوگو در کارگاه یا مشاهده یک خیابان، چیزی را روشن میکند که توضیح آن در کلاس دشوار بوده است. آموزش در سفر، توجه به همین امکان است: دیدن جهان و فکر کردن درباره آنچه دیدهایم.
آموزش در سفر چه معنایی دارد؟
سفر میتواند بستری برای یادگیری باشد، اما هر جابهجایی خودبهخود به برنامه آموزشی تبدیل نمیشود. برای آموزش تجربهمحور، باید میان مواجهه، مشارکت و بررسی تجربه ارتباط برقرار کنیم. تفاوت در تعداد مقصدها نیست؛ در کیفیت پرسش و فرصتی است که برای فهمیدن میسازیم.
در یادداشت آموزش تجربهمحور چیست؟ توضیح دادهایم که انجام دادن، زمانی به یادگیری نزدیک میشود که با بازاندیشی و آزمودن دوباره همراه باشد. در سفر هم میتوان از همین منطق استفاده کرد.
پیش از سفر؛ یک پرسش روشن
به جای فهرستی طولانی از اطلاعات، یک پرسش قابل بررسی انتخاب کنید: مردم این محله چگونه از فضای عمومی استفاده میکنند؟ یک محصول محلی چگونه ساخته میشود؟ چه چیزی در روایت یک مکان کمتر دیده شده است؟ پرسش باید با سن، تجربه و زمان در اختیار گروه تناسب داشته باشد.
شرکتکنندگان میتوانند پیشفرضشان را کوتاه بنویسند. این یادداشت قرار نیست پاسخ نهایی باشد؛ نقطه شروعی است که پس از تجربه به آن برمیگردند.
در طول سفر؛ مشاهده، مشارکت و گفتوگو
یک فعالیت ساده میتواند مشاهده هدفمند، طراحی یک نقشه، ثبت چند پرسش یا مشارکت در یک کارگاه باشد. ارتباط با میزبانان باید بر پایه رضایت، احترام به وقت و شناخت آنها شکل بگیرد. زندگی مردم، وسیلهای برای تکمیل تکلیف مسافر نیست؛ گفتوگو زمانی ارزش دارد که امکان شنیدن واقعی فراهم شود.
بازی و مأموریت گروهی هم میتوانند به فعالیت جهت بدهند. مثلاً اعضای گروه از زاویههای متفاوت به یک فضای شهری نگاه کنند و برداشتهایشان را مقایسه کنند. این مثال پیشنهادی، گزارش یک سفر اجراشده نیست؛ قالبی برای فکر کردن به طراحی فعالیت است.
برای نوجوانها و جوانها؛ حق انتخاب و فرصت مشارکت
در برنامهای که برای نوجوانها و جوانها طراحی میشود، بهتر است موضوع با پرسشها و علاقههای خود آنها ارتباط داشته باشد؛ برای مثال، شناخت یک حرفه از نزدیک، بررسی مسئلهای در محله یا ساختن روایت مشترک از یک مکان. اگر شرکتکنندگان بتوانند از میان چند نقش، فعالیت یا شیوه ارائه انتخاب کنند، فرصت بیشتری برای آزمودن علاقهها و شناخت تواناییهایشان پیدا میکنند. نقشها باید روشن و متناسب با پیشنیازها باشند تا تازهکار بودن، مانع مشارکت در گروه نشود.
همراهی با همسالان میتواند زمینه گفتوگو و همکاری را فراهم کند، به شرط آنکه برنامه فقط به مسابقه یا اجرای یک تکلیف از پیش تعیینشده محدود نباشد. زمانی برای مطرحکردن تردیدها، مقایسه برداشتها و دریافت بازخورد در نظر بگیرید و شرایط حضور، مسئولیتها و نحوه همراهی نوجوانان را پیش از برنامه برای خودشان و والدین روشن کنید. ارزش آموزشی این تجربه در فرصت پرسیدن و آزمودن است و نمیتوان از یک سفر، وعده یافتن مسیر قطعی آینده داد.
دیدن کار و اقتصاد از نزدیک
اگر هدف برنامه به مهارت، کار یا کسبوکار مربوط باشد، سفر یا بازدید باید به پرسشی مشخص پاسخ دهد. برای مثال، گروه میتواند بررسی کند یک محصول چگونه از ایده به ساخت و ارتباط با مشتری میرسد، چه منابعی مصرف میشود و کدام تصمیمها بر کیفیت آن اثر میگذارند. گفتوگو با میزبان باید با هماهنگی و احترام به مسئولیت کاری او انجام شود؛ دیدن یک کارگاه، بهتنهایی شناخت کامل یک حرفه یا مدل کسبوکار را فراهم نمیکند. پس از بازدید، گروه میتواند برداشتها را مقایسه و یک نمونه یا پیشنهاد کوچک طراحی کند.
در برنامه کارکنان نیز میتوان یک مشاهده میدانی را به مسئله سازمان پیوند داد؛ مثلاً شیوه انتقال اطلاعات، ترتیب فعالیتها یا تجربه مخاطب را بررسی کرد و سپس درباره امکان تغییر در محیط کار خود گفتوگو کرد. فناوری و تجربه فیجیتال میتوانند به ثبت مشاهده و مقایسه داده کمک کنند، اما نباید ارتباط انسانی و توجه به محیط را کنار بزنند. یک نقشه دیجیتال یا روایت تعاملی زمانی ارزش آموزشی دارد که فرد بتواند توضیح بدهد چه دیده، چه استدلالی دارد و چه پرسشی هنوز بدون پاسخ مانده است.
این مسیر به تمرین مهارتهای نرم و همکاری نیز مربوط میشود، زیرا بررسی یک حرفه نیاز به پرسیدن، شنیدن، توضیح و تصمیم مشترک دارد. برای جوانان، تجربه باید فرصتی برای شناخت و آزمودن باشد و برای والدین، موضوع و شرایط حضور روشن بماند. درباره پیوند مهارتآموزی با آینده کار جوانان در یادداشتی جداگانه بیشتر توضیح دادهایم.
پس از سفر؛ تجربه را به یادگیری برگردانیم
از هر فرد بخواهید یک مشاهده، یک تغییر در برداشت اولیه و یک پرسش تازه را توضیح دهد. سپس گروه درباره تفاوت روایتها گفتوگو کند. عکس و خاطره میتوانند بخشی از این بررسی باشند؛ مهم این است که پشت آنها، مشاهده و استدلال هم دیده شود.
قدم بعدی میتواند ساختن یک روایت کوتاه، طراحی یک نمونه یا آزمودن یک ایده در محیط روزمره باشد. این پیگیری کمک میکند تجربه در لحظه بازگشت پایان نگیرد.
چگونه بفهمیم چه چیزی آموخته شده است؟
به جای تکیه بر رضایت یا تعداد عکسها، شواهد متناسب با هدف انتخاب کنید. اگر هدف مشاهده است، توصیف دقیقتر را بررسی کنید. اگر هدف همکاری است، از افراد بخواهید درباره تصمیم مشترک و سهم خودشان توضیح بدهند. یک فعالیت کوتاه نمیتواند همه مهارتها را همزمان آموزش دهد یا تغییر پایدار را تضمین کند.
سفر در رویکرد امروز ماجرا
محور ماجرا، آموزش تجربهمحور است. سفر در کنار بازی، کارگاه و فعالیت مشارکتی، یکی از بسترهای این رویکرد است. بنابراین انتخاب مقصد باید از هدف یادگیری پیروی کند. گاهی یک تجربه نزدیک و کوتاه، برای هدف گروه مناسبتر از سفری طولانی است.
برای نگاه طراحی به این موضوع، یادداشت طراحی تجربه سفر را بخوانید؛ پرسش اصلی آن، پیوند میان فعالیتهای مسیر و هدف برنامه است.
حضور فردی یا برنامه ویژه گروه شما
برای آشنایی با موضوع و وضعیت برنامهها، به راهنمای شرکت در برنامههای ماجرا بروید. برای بررسی برنامه ویژه یک مرکز آموزشی یا تیم، مسیر طراحی برنامههای آموزش تجربهمحور برای سازمانها را ببینید.
یادداشتهای مرتبط
برای ادامه این بحث، یادداشتهای سفر توریستی و تجربهمحور؛ تفاوت در مشارکت و یادگیری و گردشگری تجربهمحور و آموزش؛ نقش بازی و گیمیفیکیشن را بخوانید؛ هرکدام از زاویهای دیگر به رابطه تجربه، انتخاب و یادگیری میپردازند.

